كوچهى معرفت
مردمانش با مرام از هر
جهت
سیل آمد کوچه را ویرانه کرد
مردمش را با جهان بیگانه کرد
هرچه در آن کوی بود از معرفت
شست و با خود برد سیل بی صفت
از تمام کوچه تنها یک نفر
خانهاش ماند و خودش جست از خطر
رسم و راه نیک هر جا بود و هست
از نهاد مردم آن کوچه است
چون که در اندیشهام اینگونه ای
حتم دارم بچه آن کوچه ای
خــداوندا...!